ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

594

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( قحّم في الامر وتقحّمه ) : خود را بدان گرفتار ساخت . ( هيأت ) : چگونگى ، صفت ( بلبلة ) : مخلوط شدن ( الغربلة ) : آرد وجز آن را نخاله گرفتن وغربال كردن ، به معناى قتل نيز آمده است ( ساط القدر ) : بهم زدن طعام ديگ با وسيله‌اى وچرخاندن آن . ( وشمة ) : كلمه ( وسمه ) : علامت واثر ( فلان ) : يرعى على نفسه : به حساب خود برسد ( شمس ) : جمع شموس وبه معناى حيواني است كه وقت سوار شدن مانع مىشود ( تأوّد ) : حركت سنگين وبا ثبات ( زلول ) : بىحركت ورام ( كلوح ) : كسى كه در يأس وشكستگى ناراحت است . ( امر الباطل ) : باطل زياد شد [ ترجمه ] « در گرو آنچه مىگويم هستم وخودم ضامن آنم . هر كس از پيشامدهاى ناگوار روزگار عبرت آموخت به هنگام قرار گرفتن در شبهات ، تقوا وى را حفظ خواهد كرد . آگاه باشيد كه گرفتارى وبلا به شما بازگشته همان گونه كه در روزگار بعثت پيامبرتان وجود داشت . سوگند به آن كه پيامبر را به حق برانگيخت بسختى در هم آميخته خواهيد شد تا اين كه عزيزان بي جهت خوار شدند وخوار شدگان بنا حق عزّت يابند ، افتادگان به ناحق به عقب باز گردند وعقب نگه داشته شدگان جلو افتند . به خدا سوگند چيزى را پنهان نكردم وابداً دروغ نگفتم ، من اين روز واين وضع را از پيامبر شنيده‌ام . آگاه باشيد ، گناهان ، اسبهاى سركش وافسار گسيخته‌اى هستند كه سواران خود را وارد آتش مىكنند . وتقوا وپرهيزكارى مركب آرامى است كه افسار خود را به دست سوارش سپرده وأو را وارد بهشت مىكند حق وباطل هر يك طرفدارانى دارد . اگر باطل اكثريت دارد از قديم چنين بوده است واگر حق طرفداران كمي دارد چه بسا هميشه چنين بوده است وكم اتفاق مىافتد كه حق طرفدار فراوان پيدا كند » .